تبليغاتX
ای کاش اینجا بودی

ای کاش اینجا بودی
عشق

می دانی عزیزم، عشق دقیقا در همان لحظه ای معنی می شود كه من كسی را شایسته تر از تو پیدا نمی كنم تا شكایتت را پیشش ببرم...

پ.ن: خیلی وقته كه اینجا ننوشتیم، ولی امشب بیشتر از هرشبی با خودم گفتم "ای كاش اینجا بودی"...


| نوشته شده در پنجشنبه 30 مهر1388ساعت توسط خورشید تو |
ای كاش اینجا بودی

ای كاش اینجا بودی، اینجا بودی تا می بوییدمت، می بوسیدمت، می نوشیدمت... دلتنگی دیوانه وار چنگ زده به وجودم. چرا نیستی؟

باید باشی، باشی تا در آغوشم بكشی، كه بگویی زود تمام می شود، كه موهایم را نوازش كنی و بگذاری سیر گریه كنم و آنگاه با انگشتان مهربانت اشك از چهره ام، از چشم هایم پاك كنی...

اما نیستی و نبودنت سردی و تاریكی است، سردی و تاریكی...


| نوشته شده در جمعه 30 اسفند1387ساعت توسط خورشید تو |
شب به خیر ماه من

از دست این خطوط نامرئی به كجا پناه ببرم كه شب به خیرهایم را به تو نمی رسانند، شب به خیرهایت را به من نمی رسانند...


| نوشته شده در دوشنبه 5 اسفند1387ساعت توسط خورشید تو |
هستی من

وقتی هستی حضورت پررنگ ترین حضور هستی است. وقتی نیستی دیگر هستی نیست.


| نوشته شده در جمعه 2 اسفند1387ساعت توسط خورشید تو |
خورشیدهای من
رازی هست که تنها من می دانمش:
"به هنگام سحر، این چشمان توست که طلوع می کند!"
| نوشته شده در سه شنبه 29 بهمن1387ساعت توسط ماه تو |