می دانی عزیزم، عشق دقیقا در همان لحظه ای معنی می شود كه من كسی را شایسته تر از تو پیدا نمی كنم تا شكایتت را پیشش ببرم...
پ.ن: خیلی وقته كه اینجا ننوشتیم، ولی امشب بیشتر از هرشبی با خودم گفتم "ای كاش اینجا بودی"...
ای كاش اینجا بودی، اینجا بودی تا می بوییدمت، می بوسیدمت، می نوشیدمت... دلتنگی دیوانه وار چنگ زده به وجودم. چرا نیستی؟
باید باشی، باشی تا در آغوشم بكشی، كه بگویی زود تمام می شود، كه موهایم را نوازش كنی و بگذاری سیر گریه كنم و آنگاه با انگشتان مهربانت اشك از چهره ام، از چشم هایم پاك كنی...
اما نیستی و نبودنت سردی و تاریكی است، سردی و تاریكی...
از دست این خطوط نامرئی به كجا پناه ببرم كه شب به خیرهایم را به تو نمی رسانند، شب به خیرهایت را به من نمی رسانند...
وقتی هستی حضورت پررنگ ترین حضور هستی است. وقتی نیستی دیگر هستی نیست.